![]() |
![]() |
|
| نمیتونم ببخشمت |
|
طاقتم دیگه تمومه توبیا حرفای اخرو بزن من که باختم به چشات تو بیا ضربه اخروبزن از گریه هام نترس برو داغی نداره این دلم بروپیش عشقت عزیز من ازگناهت میگذرم بروولی شکستم وواسه غریبه هانگو واسه یه لحظه خندت واز گریه های من نگو برو ولی به اون که هست دروغ نگو دوسش داری اخه چطور دلت اومد سر روی شونش بذاری قسم بخور به ذوق دل که دیگه تنهاش نزاری تورو خدا به اون نگو که دیگه دوسش نداری بروبه من نگاه نکن به مرگم عادت میکنی شاید که اینطوری دیگه به اون خیانت نکنی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 5:7 PM توسط شیطونک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 دی 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
حرفاي هيچكس اميدهاي فراموش شده خواب سياه شاپرك هانيپا.سخن عشق خاكستري |
|
RSS
|