تبليغاتX
غوغای بدنامی
نمیتونم ببخشمت
زندگی من مثل شمع خرده خرده اب میشود...

نه اشتباه میکنم......مثل یک کنده ی هیزم تر است...

که گوشه دیگدان افتاده وبه اتش هیزم های دیگر

برشته وزغال شده....

ولی نه سوخته ونه ترو تازه مونده...

فقط از دودو دم دیگران خفه شده.....!!!

با اشک درعشق اتراق میکنم.تمام اندوهم را فرش میکنم تا وصال تنهاییم را...کسی چه میداند من به خواهش احساس تو عاشق شده ام......

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 تیر1388ساعت 4:38 PM  توسط شیطونک |