تبليغاتX
غوغای بدنامی
نمیتونم ببخشمت
برو ای خوب من هم بغض دریا شو....    خداحافظ

برو با بی کسی هایت هم اواشو......     خداحافظ

تورا با من نمیخواهم که ما معنا کنم دیگر...

برو بایک من دیگر بمان ما شو .....      خداحافظ

من اینجا از غروب اکنده وخسته.....

تو اما با طلوعی تازه فردا شو ....        خداحافظ

نمیپرسم چرا سوزوندی وبی اعتنا رفتی....

نمیپرسم تو هم تکرار غمها شو....        خداحافظ

دگر ای اشنا بیگانه کردی با خودت مارو....

برو از غربتم تنهای تنها شو....           خداحافظ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 7:50 PM  توسط شیطونک | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 1:4 PM  توسط شیطونک | 
بی وفا عشق من به خدا اشک من می مونه رو گونم تا بیای پیش من

رفتی وبعدتو چه زجری کشیدم هنوز تار موت و به دنیا نمیدم

توروبه خاطراتمون تو من و بی خبر نذار

تورو به اشکمون قسم من و چشم به در نذار

باشه میرم از پیشت خداحافظ عشق من

ببخش روی نامه هام باز چکیده اشک من

دلت موندنی نبود خداحافظ عشق من

حالا که نموندی بگو از من چی دیدی

چه ساده نشستی چه ساده پریدی

بغضم و وقت جدایی هی نگه داشتم به سختی

حتی واسه دلخوشی من دست تکون ندادی رفتی

پس بذار روی ماهت و دم اخر نگاه کنم

سخته با خاطراتمون با دل خون وداع کنم

وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من

دلت میشکنه یه روز میدونی قدر اشک من

سخته گفتنش ولی ........

                                    خداحافظ عشق من

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 3:47 PM  توسط شیطونک | 
خدا وصیت من وگوش بده نامه م وبخون.شاید دیگه من نباشم مواظب

 عشقم بمون.می سپرمش بهت میرم تمام تار و پودم و یه وقت نیاد 

برنجونیش کسل کنی وجودمو.خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادش

و کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایش و بهش بگه دوسش داره.

خیلی بده زمونمون.خدایا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون.

فردا قراره من وتو از همدیگه جدا بشیم

فردا قراره همدم گریه ی بی صدا بشیم

توکوچه های بی کسی نیستی وپرسه میزنم

ای ادما نگاه کنین غریب شهرتون منم

یادش بخیر من وتو ویه قلب پاک و بی غرور

حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور

من تورو عاشق میکنم هرجور شده حتی به زور

کی میخواد فردا تورو ازم بگیره

کاش اونم ویرون بشه اتیش بگیره

ماباید فردارو از دنیا بگیریم

ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم

ماباید قدر این روزارو بدونیم

وای اگه فردا بیاد تنها میمونیم

خدا شاید این عشقی که من میگم وتو نشناسی. نزدیک ترین کسم اونه

خیلی دوسش دارم.راستی یادم نره بهت بگم عزیزترینه من اونه.خودم مهم

نیست اما اون نذارین تنها بمونه.بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش

میاد.وقتی که حرصش میگیره دیگه ازمن بدش میاد.اما وقتی اروم میشه

میبینه من بغضم گرفت.همین دیوونه بازیاش از اول چشمم و گرفت.

حالا که دیگه مجبوریم با همدیگه وداع کنیم

بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم

یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم

ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم

باقلب پاکت از خدا بخواه من و صبرم بده

هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده

کی میخواد فردا تو رو از من بگیره

کاش اونم ویرون بشه اتیش بگیره

عزیزم یادت نره دنیا دو روزه

نمیخوام فردا دلت واسم بسوزه

ای خدا حتی اگه دوستم نداره

تو میتونی نذاری تنهام بذاره......

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 3:35 PM  توسط شیطونک | 
خیلی وقته اینجا پرسه میزنم

جای رد پات و من نیستی وبوسه میزنم

اگه حتی تو جوابم وندی

من بازم با عکس تو حرف میزنم

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره

سهم اون یه عشق تازه

سهم تو طناب داره

بسه اشکات و نگهدار

غم تو یکی دوتا نیست

پا نزن روی غرورت

جای اون به زیر پا نیست

+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 2:48 PM  توسط شیطونک | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 11:34 PM  توسط شیطونک | 
توکی هستی که نگاهت مثل قصه پره رازه؟

توکی هستی که تواین شب نفست غیر مجازه؟

توکی هستی که با اسمت پشت سایه ها میلرزه؟

توکی هستی که حضورت واسه من تنها نیازه؟

بامنی مثل خود من!مثل تن!مثل یه پیرهن؟

اما بین دستای ما فاصله دور و درازه!

بذار ازتو گر بگیرم!بذار افتابی بمیرم!

اخه این کولی یه عمره واسه تو ترانه سازه!

باتو فردارو میبینم!سیب خورشیدو میچینم!

باتو من صدتا کتابم!پرم از شعرای تازه!

چه نگاه بی نقابی! چه ترانه های نابی!

انگاری تموم دنیا توی اون چشمای نازه!

دل بده به زخمه ی درد!که صدام و نقطه چین کرد!

انگاری توختم اواز صدای گریه ی سازه!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 6:41 PM  توسط شیطونک | 
من رسیدم به رسیدن

 تومن و چیدی و رفتی

من بریدم! من بریدم!

اما خندیدی و رفتی!

باز بخند به هق هق من!

خنده هات چقدر قشنگه!

چشمات از جنس بلوره!

دلت از مرمر وسنگه!

من فقط فکر رسیدن!توفقط به فکرچیدن!

داشتنت برام یه رویاس!مثل رو دریا دویدن!

من یه عالمه ترانه!

تویه حس شاعرانه!

با تو حق این صدارو

پس میگیرم از زمونه!

باتو میرسم ولی تو

عاشق اون من کالی۱

من وبا صدام نمیخوای

عاشق اون من لالی!!!

هرگز حسرتی درهیچ کجای دنیا این چنین یک جا

جمع نمیشه که دراین سه واژه کوتاه نهفته است:

            او  دوستم  نداره..........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 6:24 PM  توسط شیطونک | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 1:25 PM  توسط شیطونک | 

      طاقتم دیگه تمومه توبیا حرفای اخرو بزن

         من که باختم به چشات تو بیا ضربه اخروبزن

      از گریه هام نترس برو  داغی نداره این دلم

        بروپیش عشقت عزیز من ازگناهت میگذرم

       بروولی شکستم وواسه غریبه هانگو

       واسه یه لحظه خندت واز گریه های من نگو

      برو ولی به اون که هست دروغ نگو دوسش داری

      اخه چطور دلت اومد سر روی شونش بذاری

      قسم بخور به ذوق دل که دیگه تنهاش نزاری

تورو خدا به اون نگو که دیگه دوسش نداری

      بروبه من نگاه نکن به مرگم عادت میکنی

شاید که اینطوری دیگه به اون خیانت نکنی

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 5:7 PM  توسط شیطونک | 
خیلی دیر رسیدی ای دوست هفت تاکفن پوسوندم

پیرهن سیاه تنت کن من فقط یه استخونم

ببین چی کردی بااین دل فکر کن فقط یه لحظه

نذار دیگه بیشتراز این تنم تو گور بلرزه

فقط یه خواهشی دارم زیر تابوتم ونگیر

وقتی که رفتم زیر خاک قبر من وبغل نگیر

حالادیگه راحت راحتی هرکاری که میخوای بکن

منو به کی فروختی مفت برو واسه همون بمیر

فقط تاهفت روزسیاه تنت کن شبای جمعه یادی ازما کن

عشقی که بردی باشه حلالت عمری که بردی باشه حرومت

فقط بدون روزقیامت جلوی راه تورو میگیرم

تقاص این عمری که ازدست رفته رو ازت میگیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 4:52 PM  توسط شیطونک | 
تورو از دورکه تماشا میکنم میبینم فاصلمون خیلی کمه

اما وقتی که میای کنار من بین ما فاصله فریادمیزنه

نازنین اینجا نیا دلم میخوادتورو از اینور دریا ببینم

دوست ندارم باتو همنفس بشم دوست دارم تورو تورویا ببینم

مثل نیلوفرابی روتن راکد مرداب

                                     قصه منو تو اینه یکی بیدارو یکی خواب

بذار از اینجا تماشات بکنم فاصله رویارو زنده میکنه

لذت ترانه ساختن ازچشات من وتو بازی برنده میکنه

توی رویا من وتو مثل همیم صبر همدیگرو سر نمیبریم

حرفای من واسه تو غریبه نیست هردو ازقصه هم باخبریم

       نیاز ساده من تنها شنیدن صدای تو بود

       تو دریغ کردی ....و من نوشتم که تو

       مرد باران و قشنگ روزگار من هستی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 6:22 PM  توسط شیطونک | 
ترانه یادم نمیاد تنها بدون دوست دارم

    بدن که بانبودنت قدم قدم بد میارم

        طلسم خوشبختی من چشمای عاشق تو بود

        وقتی که بودی میشد از روزای افتابی سرود

با تومیشد به مارسید...میشدتورو نفس کشید....

    میشدطلوع ممتدو....تو ایینه چشم تودید....

        ترانه یادم نمیاد اما چشات به یادمه

            خاطره هارو رج زدن... بودن من همین دمه

ستاره نیس که بشمارم...خودت باید بیای وبس

باتو میشه ترانه خوند... تو اوج اخرین نفس

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 3:52 PM  توسط شیطونک | 
     فصلی که تورونداره.............

     فصلی که یاد تورو نداره............

     کدوم فصله.................؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 4:29 PM  توسط شیطونک | 
الهی که شفاپیداکنی تو

واسه دردات دوا پیداکنی تو

تواین دنیا که بی وفایی رسمه

رفیق باوفا پیداکنی تو

عمرا تموم دنیارو بگردی

مثل من عاشقی پیداکنی تو

نرو افسانه من ناتمومه

بدون اگه بری کارم تمومه

بهت گفتم بیا دنیای من باش

کنارت حتی مردن ارزومه

شنیدم تودلت انگار میگفتی

که عاشقی کجاست؟وفاکدومه؟

میخوام به سردی شبهام بخندم

میخوام به پوچی فردام بخندم

وقتی میبینمت با دیگرونی

تواوج گریه هام میخوام بخندم

میخوام داد بزنم تنهای تنهام

میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

منم توشهر غم زندونی تو

غم وغصه دل ارزونی تو

نگودوست دارم به یه غریبه

بشه اون مثل من زندونی تو

رسیده اون شبی که تومیخواستی

چه بده اخره مهمونی تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 6:2 PM  توسط شیطونک | 
 

تقدیم به همه عروسکایی که بازیچه دست بقیه هستند:

تو عشق من بودی ومن عروسک

ای بی وفاعشق جدید مبارک

یادته زدی روقران که نشیم ازهم جدا

حالاتورفتی ومن تنها شدم با غصه هات

زدی شکستی قلبم و حالا میخوای بری کجا

خجالتم خوب چیزیه خوبه بترسی ازخدا

جهنمم کمه واست کمه هزاربار بمیری

کمه به پام بیفتی ودرد بی درمون بگیری

کمه دعاو نفرینم هزارسال اسیری

به عشق من نارو زدی میخوای بری بادیگری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 6:2 PM  توسط شیطونک | 

 دلم گرفت ازاین روزا      ازاین روزای بی نشون

ازاین همه دربه دری       ازگردش چرخ زمون

دلم گرفت از ادما           ازادمای مهربون

ازاین مترسکای پست     از هم دلای همزبون

توهم که بی صدا شدی   اهای خدای اسمون

اهای خدای عاشقا         تویی فقط دلخوشیمون

اره دلم خیلی پره            ازغمای رنگ و وارنگ

ازجمله دوست دارم         دروغای خیلی قشنگ

دلم گرفت از این روزا        ازادمای مهربون

ازتو که با ما نبودی          ازاون خدای اسمون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 5:42 PM  توسط شیطونک | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 10:0 PM  توسط شیطونک | 
برای اونکه خواستمش ونخواست خواستنم را و خواستانش را خواهانم تا وقتی که

خواهم بود......................

حالا که دارم از چکه های کوچیک اشک واسه کلمه های اشفته ذهنم یه چیزی شبیه قایق میسازم اینجا شبه.نه این که فکر کنی حالا شبه. نه عزیزم همیشه شبه تا تویه وقتی یه روزی از راه دور با یه فانوس بیای و یه ریزه نوربپاشی رو غریبی این دشت.اره عزیزم حالا که دارم برات مینویسم شاید دودست نیازمند موندن بین زمین واسمون اما یه دل شکسته زودتر ازاون دوتا دست پرکشیده ورفته تا ملکوت داره اون بالا واسه خوشبختی چشای ناز اونی که بیشترازهمه دوسش داره دعا میکنه.شاید حالا یه عاشق بیقرار ازشدت دیوونگی ستاره های خیالی اسمون رویاهاشو میشمره وچون هیچوقت تمومی ندارن خوابم به چشماش نمیاد.شاید تواین تاریکی محض یه ادم غریب دور از چشم اونی که تمام زندگیشو با چشماش ازش گرفته تفال زده به کتاب سرنوشت اما حیف که میدونه هرورقی دربیاد یکی ازخاطره های غم انگیزشه که تکرارش دیگه ارومش نمیکنه شایدم یکی مثل من داره واسه یکی مثل تو یه چیزایی مینویسه که میدونه همیشه همین شکلی مثل یه سوال بی پاسخ باقی می مونن.اما نمیدونم چرا مینویسم شاید به همون دلیلی که اسمش بی دلیله..........یکی ام ابرنگ خاطره های بد وخوب گذشتشو پخش کرده روی تابلوی خط خطی واشفته ذهنش تا ببینه اخرو عاقبت نفس کشیدناش زیر این اسمون کبود به کجا میکشه.

یه چیزی مثل یه کوله بار پره فکرای اشفته با چندتا نگرانی بی دلیل ویکی دوتا غصه کم رنگ توحاشیه متن بلند زندگی ازردت کرده انگار وقتی میپرسم خسته ازمنی یا سرنوشت؟ بعد یه کم مکث می مونی چی جوابموبدی که هم راست باشه هم غصه های منو بیشتر از اینی که هست نکنه.با اینکه تو دیگه مثل گذشته ها زود به زوداسممو صدا نمیکنی.با اینکه نمیدونم چرا داری به یه زندگی دیگه عادتم میدی اما من هنوز دیوونتم دیوونه موج نگاه نازنینتم. دیگه حتی نمیدونمای عمیقتم مثل گذشته نیست.دیگه با رغبت به پرسشام جواب نمیدی تازه اگه جواب بدی...!جون اونیکه دوسش داری منم ندیده به خاطر تودوسش دارم  بهم میگی چی شد؟نمیدونی که دلم چقدر واست تنگ شده هم واسه الانت...هم واسه گذشتت...تقصیر تونیست نمیدونی چقدر دوست دارم....گاهی خبربگیرببین اینی که به زور اسمشو گذاشتن زندگی چجوری بدون تو به کام ارزوای یه ادم زهرش میشه یه لطفی کن هرثانیه به این فکر نازنینت یاداوری کن ببین من چقدر دوست دارم گر چه خودش بهتر میدونه.کاش یه معجزه ای بشه مثلا یه پیغامی ازاسمون بیاد یکی بهت بگه که من چقدر دوست دارم.این اخری اگر بشه دیگه هیچی نمیخوام اینم درد دلای دلم.ازهمین جا یعنی نزدیک نزدیک میبوسم ومی سپارمت به دست اونی که عشقشو سپرد دست دل من.......

                           همیشگی ترین دیوونه و ابدی ترین عاشقت....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 9:56 PM  توسط شیطونک | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 9:49 PM  توسط شیطونک |